![]() |
![]() |
|
| جنگ دیگر بس است! |
|
درهایی که بسته مانده اند قطعا بررسی پدیده های اجتماعی همواره یکی از نکات قوّت هر جامعه ای تلقّی می گردد،امّا اینکه این تحلیل و تبیین تا چه حد بر پایهء اصولی منطقی و عقلانی استوار می باشد،سوالی است که مطمئنا دارای اهمیِیّت فراوانی خواهد بود. تا آن اندازه که جوامع مختلف هزینه های هنگفتی را صرف نظریه پردازان بزرگ می نمایند. شرایط اجتماعی کشور ما به گونه ای می باشد که تمامی اندیشه های نظام موجود،در پیدا نمودن راه های بقای خود خلاصه می گردد. فی الواقع نظریه پردازان بزرگ در کشور ما جایی برای ابراز وجود نداشته و ندارند، و این مساله اگر چه موجبات عقب ماندگی جامعه را فراهم می آورد،امّا موافق میل آن دسته از افرادی می باشد که هدفشان بازگشت به اندیشه هایی بنیادین است. در چنین شرایطی می باشد که نظام اجتماعی با تمامی تلاش خود خواستار جلوگیری از ترویج تفکّراتی روشن در بین ملّت می باشند،یعنی تمامی امکانات بسیج خواهند گشت تا به مقابله با تمام آن چیزهایی که امروزه به نام روشن گری و روشن اندیشی نامیده می شود،پرداخته شود. یکی از این موارد،عدم اجازه به جوانان بهایی جهت ورود به دانشگاه می باشد. به بیان دیگر همان قشر جوانی که با اندیشه هایی بدیع قصد بازسازی کشور خود ایران عزیز را دارد، با تک بُعد نگری دولتمردان محروم از ادامهء تحصیل و ممنوع از خدمت به جامعه و ملّت خویش می باشند! براستی تمامی این تلاش های متعصّبانه به کجا خواهد انجامید و عاقبت این سهل اندیشی ها چه خواهد بود؟ آیا مگر غیر از این است که هر انسانی یش از آنکه معتقد به دیدگاهی خاص باشد،عضو جامعهء خویش به شمار می آید؟ آیا مگر اینگونه نمی باشد که هر انسانی نسبت به وطن خویش احساس غرور و تقدّس می نماید؟ مگر اینگونه نیست که هر انسانی حتی حاضر به دفاع از جان و مال و ناموس ملّت خویش در مقابل مهاجمان خارجی و غیر خودی می باشد؟ پس چگونه است که جوانان بهایی ایرانی از مبرم ترین حقوق خود یعنی حضور در دانشگاه و ادامهء تحصیل در کشور خود محروم می باشند؟ مگر نه این است که این جوانان برای انجام خدمت سربازی فرا خوانده می شوند؟مگر اینگونه نیست که بمانند دیگر جوانان خواهان خدمت به جامعهء خود می باشند؟ مگر چنین نمی باشد که آرزوی این جوانان نیز بمانند سایر جوانان ایرانی،رشد و پیشرفت جامعهء خویش می باشد؟ پس به کدامین علّت است که در کشور خود از حقّ طبیعی خویش به عنوان یک شهروند ایرانی محروم می گردند؟ آنان که احساس می نمایند با اینگونه کوته بینی های خویش،می توانند ذرّه ای سستی در هدف جوانان بهایی در خدمت به جامعهء خود ایجاد نمایند،باید توجّه نمایند که دنیای امروز دنیای اندیشه ها می باشد و هر آنکس که بهتر اندیشید بیشتر مورد قبول قرار خواهد گرفت و چون تفکّرات دیانت بهایی،اندیشه هایی عالم پسند می باشند،لذا حتّی اگر جوانان بهایی نتوانند به مکان های مقدّسی همچون دانشگاه راه یابند ولیکن اذهان عموم را به سوی نظرات بدیع و مورد نیاز بشر جلب خواهند نمود. پس چه خوب است که سکّان داران کشور عزیزمان ایران با تجدید نظری در آرای خویش، و با نیّت پیشرفت و آبادی ایران، درهای دانشگاه را حتّی به طور آزمایشی بر روی جوانان بهایی بگشایند،تا این عزیزان صداقت گفتار و رفتار خویش را به اثبات رسانیده و در کنار سایر هم وطنان خود،در راه خدمت به جامعهء عزیزشان گام بردارند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 2:45 توسط صلح گرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 تیر 1387 بهمن 1386 آذر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
زندون تنهایی فيلترشكن و كليپ ايروني شب هایی پر از اتفاق! سیما تیوی حقیقت چیست؟ تاریخ ایران و عبرتها ندای آزادی بهترین سایت دانلود ایرانیان و اما عشق |
|
RSS
|